یو هو!رفتم جلو ی اون بچه ریقو یه زشت
منم مثه خودش تیر کمونم و در آوردم و تق!
زدم بهش! آی چسبید
.و الان به همه اون چیزایی
که چندین وقت منتظرش بودم رسیدم!می تونم بدون
اینکه ساعت بالای سرم بذارم بخوابم شب ها لازم نیست
بیدار بمونم و تست بزنم دیگه لازم نیست برای هر روزم
برنامه ریزی کنم دیگه لازم نیست....!
